مراد على شمس
142
با علامه در الميزان ( فارسى )
« وَ لَوْ لا كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِنْ رَبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ ، و اگر كلمهء ( رحمت ) پروردگارت سبقت نگرفته بود كه تا مدتى معين خلق را نگاه دارد ، هرآينه قيامتشان را به پا مىكرد . » ( سورهء شورى ، آيهء 14 ) « 1 » س 121 - در روايات ، ذيل جملهء « قَضى أَجَلًا وَ أَجَلٌ مُسَمًّى » درخصوص اجل مسمى و اجل غيرمسمى چه مطالبى بيان شده است ؟ ( بحث روايتى ) ج - از ابى جعفر عليه السّلام در اينباره پرسيده شده است و حضرت فرمودهاند : اين دو اجل همان اجل حتمى و اجل معلّق است . و از امام صادق عليه السّلام نيز در اينباره چند روايت ذكر شده است ؛ كه در معنى جملهء مذكور فرمود : يكى اجل معلّقى است كه خداوند هرچه بخواهد در آن مىكند و ديگرى اجل محتوم است . در روايتى ديگر نقل شده است كه فرمودند : اجلى كه غيرمسمّى است اجل معلّقى است كه از آن هرچه را خدا بخواهد پيش مىآيد . و امّا اجل مسمّى آن همان اجلى است كه خداوند اگر بخواهد مقدّرش كند در هرشب قدرى براى مدت يك سال يعنى تا رسيدن شب قدر ديگر آن را نازل مىفرمايد ، آنگاه امام عليه السّلام فرموده : اين همان اجلى است كه خداى تعالى دربارهاش فرمود : « فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ » * و اجل در اين آيه همان اجلى است كه در شب قدر به ملك الموت ابلاغ شده است . و اما آن ديگرى اجلى است كه هنوز هم مشيت خدا در آن كارگر هست يعنى اگر بخواهد مدتش را جلوتر و اگر بخواهد عقبتر مىاندازد . « 2 »
--> ( 1 ) . الميزان ؛ ج 12 ، ص 408 . ( 2 ) . الميزان ؛ ج 7 ، ص 16 . [ با تصرف و تلخيص ] ، ( اين روايات شريفه از تفسير عياشى آورده شده است . )